
آيا درباره سرمايه گذاري در يک صندوق سرمايه گذاري مشترک(Mutual Fund) فکر مي کنيد؟ ولي از چگونگي شروع اين کار يا اينکه کدام يک از اين صندوق ها براساس نيازهايتان مناسبترين است، مطمئن نيستيد؟ آنچه که شما ممکن است ندانيد اين است که فرايند اين انتخاب خيلي آسان تر از آن چيزي است که فکر مي کنيد.
تعيين کردن اهداف و ميزان تحمل ريسک
قبل از خريدن سهام هر صندوقي، سرمايه گذار بايد در ابتدا اهداف و خواسته هايش از سرمايه گذاري کردن پولش را مشخص کنند. آيا سودهاي سرمايه اي بلند مدت(Long-term Capital gains) مي خواهد،يا يک درآمد جاري را ترجيح مي دهد؟ آيا اين پول براي پرداخت هزينه هاي دانشگاه استفاده خواهد شد، يا مکمل بازنشتگي براي دهه هاي بعد است؟تعيين هدف اهميت دارد به اين دليل که به شما اين امکان را مي دهد تا به طور چشمگيري فهرست بيش از 8.000 صندوق هاي سرمايه گذاري را که در حوزه عمومي است را کوچک تر کنيد.
در ادامه، سرمايه گذاران بايد همچنين به مسئله تحمل ريسک(Risk Tolerance) توجه کنند.آيا سرمايه گذار توانايي استطاعت آن را دارد و از نظر رواني نوسانات چشمگير ارزش سبد سهام را مي پذيرد؟يا،يک سرمايه گذاري محافظه کار تر شايسته تر است؟مشخص کردن تحمل ريسک به اندازه معين نمودن هدف اهميت دارد.کلا، چه سرمايه گذاري اي خوب است که سرمايه گذار در شب خواب هاي وحشتناک نداشته باشد؟
نهايتا، مسئله افق زماني بايد مشخص شده باشد.سرمايه گذاران بايد درباره مدت زماني که استطاعت پارک کردن پول شان را دارند ، يا اگر انتظار نقدينگي در آينده اي نزديک را دارند، فکر کنند.به خاطر اينکه، صندوق هاي سرمايه گذاري هزينه هاي فروش(Sales Charges) دارند، که مي تواند مقدار قابل توجه اي از بازدهي سرمايه گذار در يک دوره کوتاه مدت را ببلعد.در واقع داندگان واحدهاي صندوق سرمايه گذاري مشترک بايد يک افق زماني حداقل پنج ساله يا بيشتر داشته باشند.
سبک و نوع صندوق سرمايه گذاري
اگر سرمايه گذار قصد دارد تا پول را در صندوق سرمايه گذاري براي دوره بلندمدت به کار گيرد و يک ميزان متوسط خطر و فراريت را تصور کند، بنابراين نوع سرمايه گذاري که براي او مناسب است يک "صندوق سرمايه گذاري با افزايش ارزش سرمايه بلند مدت"(Long-term capital appreciation fund) مي باشد.اين سبک از صندوق ها نوعا يک درصد بالايي دارايي شان را در سهام عادي نگه مي دارند، و از اين رو بصورت ذاتي با نوسان همراه هستند. آنها همچنين پتانسيل يک سود بزرگي را با خود در طول زمان به همراه دارند.
به طور معکوس، اکر سرمايه گذار مايل به درآمد جاري است، بايد دنبال سهام يک "صندوق درآمدي" باشد. اوراق بدهي شرکتي يا دولتي، دو نوع از دارايي هاي عمومي تر دريک صندوق درآمدي هستند.
البته، زماني هايي وجود دارد که يک سرمايه گذار يک نياز بلندمدت دارد، اما نمي خواهد يا قادر نيست تا يک خطر اساسي را تصور نمايد.دراين مورد، يک "صندوق تعادلي"(Balanced fund)، که در هر دو سهام عادي و اوراق قرضه سرمايه گذاري مي کند،ممکن است بهترين انتخاب باشد.
هزينه ها و حق الزحمه ها
صندوق هاي سرمايه گذاري مشترک از طريق حق الزحمه هاي خدمات دهي به سرمايه گذار براي خود پول سازي مي کنند. آشنايي با انواع متفاوت حق الزحمه هايي که ممکن است شما هنگام خريد يک واحد سرمايه گذاري با آن روبرو شويد داراي اهميت زيادي است.
برخي هزينه هاي فروش صندوق ها به عنوان "هزينه اختتامي" شناخته مي شود، که هم روي سرمايه گذاري اوليه هزينه خواهد شد يا زمان فروش واحدهاي سرمايه گذاري."کارمزد افتتاحي"(front-end load) در ابتداي سرمايه گذاري توسط سرمايه گذار پرداخت مي شود، در حالي که "کارمزد اختتاميه"(back-end load) هنگاميکه يک سرمايه گذار سرمايه اش را مي فروشد پرداخت مي گردد، معمولا پيش از يک دوره زماني مشخص.
هر دو کارمزد افتتاحيه و اختتاميه صندوق ها نوعا سه تا شش درصد از کل ميزان سرمايه گذاري شده را شامل مي شود، اما اين ميزان مي تواند به اندازه هشت و نيم درصد طبق قانون باشد.اين ميزان کارمزد براي کم کردن گردش سرمايه و پوشش هر گونه هزينه هاي اجرايي همراه شده با سرمايه گذاري است. هدفش اين است که گردش را سست کند و همه هزينه هاي اجرايي را که وابسته به سرمايه گذاري است را بپوشاند.در رابطه با صندوق هاي سرمايه گذاري، حق الازمه ها ممکن است به کارگزار به خاطر فروش واحدهاي صندوق سرمايه گذاري برسد يا به خود صندوق،که ممکن است منجر به حق الازمه هاي اجرايي کمتر بعد از آن شود.
براي دوري کردن از اين حق الزحمه هاي فروش، به دنبال "صندوق هاي بدون کارمزد"(no-load funds)،که هزينه هاي افتتاحي و اختتامي را مطالبه نمي کنند، باشيد.به هر صورت، مواظب هزينه هاي ديگر در يک صندوق بدون کارمزد باشيد، مانند "نرخ هزينه"(expense ratio) مديريت و هزينه هاي اجرايي ديگر،که ممکن است خيلي بالا باشند.
ارزيابي مديران و نتايج گذشته
همانند همه سرمايه گذاري ها،سرمايه گذاران بايد نتايج گذشته يک صندوق را بررسي کنند. در پايان، فهرستي از سوالاتي که سرمايه گذاران دورانديش بايد هنگام بازبيني يادداشت هاي تاريخي از خودشان بپرسند به قرار زير است:
- آيا مدير صندوق نتايجي را که با بازده هاي عمومي بازار همراه بودند، را انتقال مي دهد.
- آيا صندوق سرمايه گذاري از شاخص هاي اصلي نوسان تر بود(به اين معني که بازده هايش به طور چشمگيري در طول سال تغيير کرد)؟
- آيا گردش سرمايه بالاي غيرمعمولي داشت(که مي تواند براي سرمايه گذار بدهي هاي مالياتي بزرگتري در پي داشته باشد)؟
اين اطلاعات از اين لحاظ که به سرمايه گذار يک بينشي نسبت به چگونگي عملکرد مدير سبد داراييها در شرايط مشخص، ارائه مي کند.
به خاطر بسپاريد، عملکرد گذشته نتايج آينده را تضمين نمي کند.به اين دليل، پيش از ورود به صندوق سرمايه مشترک، اطلاعات شرکت سرمايه گذاري را براي جستجوي اطلاعاتي درباره روندهاي پيش يني شده در بازار براي سالهاي پيش رو را بررسي کنيد.دربيشتر موارد،مدير صادق صندوق به سرمايه گذار دورنمايي از صندوق سرمايه گذاري ارائه مي دهد و يا دارايي هايش در سالهاي پيش رو به خوبي روندهاي عمومي صنعت مطرح مي شود، که ممکن است مفيد باشد.
اندازه صندوق هاي سرمايه گذاري
نوعا، اندازه يک صندوق به صورت مانعي در دستيابي به اهداف سرمايه گذاريش مطرح نيست. به هر حال، زمان هايي وجود دارد که يک صندوق مي تواند خيلي بزرگ شود. يک نمونه عالي، صندوق سرمايه گذاري مشترکFidelity’s Magellan’ است.در سال 1999 دارايي هايش به 100ميليارد دلار رسيد، و براي نخستين بار، مجبور شد تا فرايند سرمايه گذاري اش را جهت اصلاح جريان هاي روزانه بزرگ تغيير دهد. صندوق مذکور به جاي چابک شدن و خريداري سهام کوچک، تمرکزش را به طور اوليه به سمت سهام رشدي با سرمايه هاي بالا هدايت کرد. درنتيجه، عملکردش منجر به زيان شد. معياري براي ميزان اندازه صندوق سرمايه گذاري مشترک وجود ندارد، اما يکصد ميليارد دلار مشخصا براي مدير صندوق مشکل است که يک موقعيت در يک سهم را پيدا کند و بدون جا به جايي چشمگير سهام، آن را مرتب نمايد. همچنين فرايند خريد و فروش سهام را به صورت گمنام تقريبا غير ممکن مي سازد.
انتخاب صندوق هاي سرمايه گذاري ممکن است به نظر مثل يک کار خطرآفرين باشد، اما شناخت اهداف تان و تحمل ريسک تان نصف اين نبرد است.
نويسنده:Glenn Curtis
مترجم:مهدي آزادواري

